مرتضى راوندى
453
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مىكنند . مثلا نساج فقط بدينسبب كه نانوا براى او نان مىپزد و بنا خانه بنا مىكند ، مىتواند در دورهء زندگى به يك پيشهء معين بپردازد . در حال حاضر ، تقسيم كار ، نه فقط بين اشخاص و بين شهرهاى صنعتى و دهات كه توليدكنندهء مواد غذايى و مواد اوليه مىباشند ، موجود است بلكه بين كشورهاى مختلف نيز وجود دارد . يك كشور بيشتر فلاحتى است و كشور ديگر بيشتر صنعتى ، و هريك مىتوانند احتياجات ديگرى را برآورند . بطور كلى ، بازار فروش ، صحنهء يك مبارزهء دائمى بين خريدار و فروشنده است . اگر مثلا بهاى كفش بالا رفته ، بايد دانست كه محصول كمتر از حد لزوم است و اگر به عكس ، قيمت پارچه پايين آمده ، دليل بر اين است كه پارچه بيش از حد لزوم بافته شده است . بنابراين ، در بازار ، قيمت هر كالا غير از مفيد بودن ، بستگى فراوان به عرضه و تقاضا دارد . در بازار ، بطور كلى ، ارزش كالاها برحسب كار و كوششى كه براى تهيهء آنها به كار رفته است ، تعيين مىشود ؛ يعنى در حقيقت ، كار ( كار مجرد ) ايجادكنندهء ارزش است . نتايج اجتماعى جمعهبازارها چون سخن از بازار بميان آمد ، بيمناسبت نيست اگر از مختصات اجتماعى جمعهبازارها نيز مختصرى بنويسيم . بازارها از ديرباز ، تنها از نظر اقتصادى و دادوستد مورد توجه نبود بلكه در بازار ، فعاليتهاى گوناگون اجتماعى و تفريحى و عشقى نيز صورت مىگرفته است . مقدسى كه در حدود هزار سال پيش ، اين وضع را در بازار ديلمان ، مشاهده كرده مىنويسد : « بازارهايى در روز جمعه دارند . در اين روز ، پس از فراغت از بازار ، مردان و زنان به مكانى مىروند كه در آن بعضى كشتى مىگيرند ، و مردى با ريسمانى نشسته است ، و هركسى كه پيروز شود گرهى براى او ( به نام او ) مىزند ، و هرگاه مردى زنى را دوست بدارد با او و خويشان او ملاقات مىكند . » « 1 » امروز نيز بازار ، مانند مساجد ، مجالس روضهخوانى ، عزادارى و عروسى و حمام و كشتزارها و يا محل شستشوى لباس و ظروف در كنار رودخانهها و يا چشمهها ، محلهايى است كه مادرها عروس خود ، و پسرها همسر آيندهء خود را انتخاب مىكنند . در روزهاى بازار ، دختران لباس محلى تازهء خود را پوشيده ، به بازار مىآيند و پسران نيز براى انتخاب همسر راهى بازار مىشوند . در آنجا برخوردهايى انجام مىگيرد و نگاههاى پرهيجانى بين پسران و دختران ردوبدل مىشود . پسران سعى مىكنند در محل تماشاى كشتى يا معركهگيرى در مقابل دختران قرار گيرند ، و در همينجاست كه تمايلات يكديگر را احساس مىكنند . . . نخستين ديدار پسر يا دختر ، پس از نامزدى ، در بازار صورت مىگيرد و به آن « نامزد بازار » مىگويند . براى بازار مكاره كه سالى يكبار در مازندران در حومهء شاهى ، به نام حسن رضا تشكيل مىشود اين ضرب المثل پديد آمده است : دوشنبهء ديگر حسن رضا بازار است ، نامزد چشم انتظار است . » « 2 »
--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ، پيشين . ص 370 . ( 2 ) . ر ك : خسرو خسروى ، « بازار روستايى در ايران » [ مقاله ] ؛ راهنماى كتاب . سال نوزدهم ، شمارهء 6 - 4 ، ص 318 .